<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>darkshadow</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com</link>
<description>حرف های تنهایی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Dec 2019 11:05:06 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>شروعی دوباره</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/87</link>
<description>بعد از سالها دوباره به درون پستوی تاریکی خودم خزیدم، دوباره اینجایم، شاید بنویسم و یا شاید ننویسم، اما خوشحالم که هنوز هستم</description>
<pubDate>Sat, 14 Dec 2019 11:05:06 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>دریاب</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/86</link>
<description>تا کنون دیده ای، تار مویی را که هنگام استحمام از سر جدا شده و به همراه قطرات چکان چکان آب به پایین می خزد در حالیکه تو را می نگرد؛ و همین گونه دور می شود و دور می شود در حالیکه دستش را به سویت دراز کرده بلکه نجاتش دهی!! واسفا خیر که هرگز ندیده ای و زمانی به خود آیی که دیر شده است و دیگر تار مویی بر سرت نباشد و جای خالی آن همه تار مویی را که به آنها بی توجه بودی و ندیدیشان هنگام سقوط از سرت بر سرت احساس کنی.</description>
<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 15:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/85</link>
<description>خیلی سخته خبری رو که نه انتظار داری و نه می تونی باور کنی ناگهان بهت برسه و باور اینکه این خبر رو قبول کنی و بخوای بپذیری و اینکه خارج از اراده ات باشه و هیچ کاری نتونی بکنی و نتونی شرایط رو عوض کنی خیلی دردناکه خیلی اینکه لبخندش، صورت مهربون و ریش سفیدش رو دیگه تنها در عکس هاشمیشه دید پرفسور لوکس رو آخرین بار حدود دو هفته پیش سر جلسه دفاعیه در علوم و تخقیقات دیدم، سر حال سرحال بود خیلی بهتر از تابستون سال پیش که بستری در بیمارستان بود اونروزا که مدام</description>
<pubDate>Sun, 11 Jul 2010 02:04:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>پارادوکس</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/84</link>
<description>هرچه بیشتر می اندیشم بیشتر به این نتیجه می رسم خدایی که در ادیان ترسیم می گردد خشن است و بیش از آنکه رحمت داشته باشد کینه جو و انتقام گیر است!!</description>
<pubDate>Fri, 04 Dec 2009 22:18:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title>تبریک به دماغه سبز</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/83</link>
<description>اشتباه نکنید دماغ کسی سبز نشده است!!، این اسم یکی از همان کشورهایی است که ا.ن در مناظره هایش آن ها را دنیا و هم پیمان نامید!! ا.ن در پیامی روز ملی دماغه سبز را به ملت و دولت آن تبریک گفت!! معلوممان شد که چه کشورهایی از ما طرح می خواهند، مثلا یکی همین هندوراس است، احتمالا چینی ها هم چیزهایی از ما یاد گرفتند مثلا مشکل در ارسال پیامک و ...، به هر حال این یکی مثل کومور که دیگر نوبرش بود!! پی نوشت: گویا دماغه سبز یک کشور متشکل از ده جزیره کوچک آتشفشانی!! با</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2009 21:52:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>نامه ای برای ندا</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/82</link>
<description>ندا خواهرم نمی­انم چه بنگارم، که قلم از نوشتن آنچه که در قلبم می­گذرد ناتوان است، خواهر عزیزم چگونه واپسین نگاه مظلومانه­ات را در گاه جان سپردن فراموش توانم کرد، و چهره­ معصومانه­ات را که به خونت گلگون گشت، خواهر عزیزم بغض خونین در گلو مانده­ات که صورت مصعومت را رنگین کرد خون دل همه خواهران و برادران توست، چه بگویم چه بگویم خواهرم، و چه بگویم از دژخیمانی که تیرشان قلب تو را نشانه رفت و قلب همه خواهران و برادران تو را که گلی از گلزار جوانان ایران زمین پرپر</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 16:00:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>ای ایران</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/81</link>
<description>ای ایران ای مرز پرگ و هر : بنان لینک دانلود : http://www.4shared.com/file/42333260/c47049de/Ey_Iran___Ba_Seday_banan.html http://www.farhangsara.com/Ey_Iran.mp3 ای ایران ای مرز پو گهر ای خاکت سرچشمه هنر دور از تو اندیشه بدان پاینده مانی ، تو جاودان ای دشمن ار تو سنگ خاره ای ، من آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون شد پیشه ام دور از تو نیست اندیشه ام در راه تو کی ارزش دارد این جان ما پاینده باد ، خاک ایران ما مهرت از دل کی برون کنم بر گو بی مهر تو چون</description>
<pubDate>Mon, 15 Jun 2009 14:51:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/81</guid>
</item>
<item>
<title>می تراود مهتاب، ای دریغا ای دریغا ای دریغ  </title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/80</link>
<description>می تراود مهتاب ميدرخشد شب تاب نيست يك دم شكند خواب به چشم كس و ليك غم اين خفته ي چند خواب در چشم ترم مي شكند نگران با من استاده سحر صبح مي خواهد از من كز مبارك دم او آوردم اين قوم به جان باخته را بلكه خبر در جگر ليكن خاري از ره اين سفرم ميشكند نازك آراي تن ساق گلي كه به جانش كشتم و به جان دادمش آب اي دريغا به برم مي شكند دست ها مي سايم تا دري بگشايم بر عبث مي پايم كه به در كس آيد در و ديوار به هم ريخته شان بر سرم مي شكند مي تراود مهتاب مي درخشد شب تاب</description>
<pubDate>Sat, 13 Jun 2009 13:07:59 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
<item>
<title>بازی خطرناک</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/79</link>
<description>شمارش آرا نشان می دهد که برخلاف آنچه که همه ما انتظار داشتیم ا.ن دوباره انتخاب شد البته به نظر می رسد نه با رای ملت بلکه با رای دلقک به خود!! به هر حال این باند ریا و فریب علاوه بر ادعاهای سابقش به این موضوع نیز می تواند افتخار کند که سرعت نور را در شمارش آرا شکست، شاید خیلی ها ندانند ولی خیلی های دیگر خواهند فهمید!! واقعا عجیب و غریب است و بسی باور نکردنی من که در شوک و حیرتم!! یادمان باشد که هرگزماه در پس ابر باقی نخواهد ماند و نیز ایرانی نشان داده که هر</description>
<pubDate>Sat, 13 Jun 2009 02:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/79</guid>
</item>
<item>
<title>کاغذ پاره</title>
<link>https://soheilparsian.blogfa.com/post/78</link>
<description>یعنی این همه سال تلاش و خاطره برای یک کاغذ پاره، مگر می­شود!! روز اول دبستان را به طور کامل به یاد می­آورم موقعی که پدر و مادرم خیلی جوان بودند و هنوز موی سر پدرم مشکی بود و نیز اواخر جنگ بود، روز اول را خود از مدرسه­ام (دبستان حسین فاطمی) به خانه برگشتم که در خانه همه تعجب کردند ولی یادم نیست که چه طور!! البته یک بار نیز در راه برگشتن تصادف کردم!! دقیقا یادم هست که توی کتابهایم همه برچسب های موش­های کارتونی چیزی شبیه مدرسه موش­ها که آن دوران باب بود، زده</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 22:41:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>soheilparsian</dc:creator>
<guid>soheilparsian.blogfa.com/post/78</guid>
</item>
</channel>
</rss>
