تبليغاتX
darkshadow
تا کنون دیده ای، تار مویی را که هنگام استحمام از سر جدا شده و به همراه قطرات چکان چکان آب به پایین می خزد در حالیکه تو را می نگرد؛ و همین گونه دور می شود و دور می شود در حالیکه دستش را به سویت دراز کرده بلکه نجاتش دهی!! واسفا خیر که هرگز ندیده ای و زمانی به خود آیی که دیر شده است و دیگر تار مویی بر سرت نباشد و جای خالی آن همه تار مویی را که به آنها بی توجه بودی و ندیدیشان هنگام سقوط از سرت بر سرت احساس کنی.

عشق نیز همینگونه است، بی توجهی تا زمانیکه جای خالی آنرا در درون قلبت احساس کنی واسفا که دیر است که همانگونه  تار مویی بر سرت نمانده عشقی نیز بر قلب نمانده و تهی باشد از آن ولی پر از افسوس؛ موی سر زیبایی است بر صورت و عشق زیبایی است بر قلب

+ نوشته شده در سه شنبه 25 بهمن1390ساعت 19:0 توسط سهیل |

خیلی سخته خبری رو که نه انتظار داری و نه می تونی باور کنی ناگهان بهت برسه

و باور اینکه این خبر رو قبول کنی و بخوای بپذیری و اینکه خارج از اراده ات باشه و هیچ

کاری نتونی بکنی و نتونی شرایط رو عوض کنی

خیلی دردناکه خیلی اینکه لبخندش، صورت مهربون و ریش سفیدش رو دیگه تنها در

عکس هاشمیشه دید

پرفسور لوکس رو آخرین بار حدود دو هفته پیش سر جلسه دفاعیه در علوم و تخقیقات

دیدم، سر حال سرحال بود خیلی بهتر از تابستون سال پیش که بستری در بیمارستان

بود اونروزا که مدام جویای حال ایشون از دکتر تشنه لب بودیم

هر چند که دانشجوی رسمیش نبودم و با راهنمایی تزم موافقت نکرد اما گاهی میرفتم

سر کلاسش یادش بخیر چقدر خوب و آقا بود مهربون و عزیز

دلم گرفته نمی دونم چی باید بگم و بنویسم از زندگی نامش از تلاش ها و زحماتش از

از برخوردا و انسانیتش از مدارج علمیش از فقدان و نبودش همه چی رو تو دلم باید بریزم

نمی دونم

لعنت به این ....

خدایا چرا با بندگانت اینچنیم معامله می کنی!!! با ما با بندگانت

خدایا بهمون صبر بده!!!

+ نوشته شده در یکشنبه 20 تیر1389ساعت 5:34 توسط سهیل |